سرگرمیهمه

چیستان

در اینجا برای سرگرمی چند چیستان زیبا و هوشمندانه را برای شما عزیزان بازدید کننده از وبسایت روستای گنک قرار داده ایم.

پاسخها در پایان مطلب درج شده اما سعی کنید آماده خور نباشید و به خودتان لطف کنید کمی فکر کنید.

1- زني را در خيابان ديدم كه پسربچه اي را به دنبال داشت. از او پرسيدم: اين پسر با توچه نسبتي دارد؟ گفت: «او پسرِ پسرم است، برادر شوهرم» ، چطور چنين چيزي ممكن است؟

2- از ميان تعدادي زن و مرد برهنه، چگونه مي توان آدم و حوا را شناخت؟

3- شخصي تخم مرغ را دانه اي 70 ريال خريد و دانه اي 50 ريال فروخت و سرانجام ميليونر شد! چطور چنين چيزي ممكن است؟

4- حكم اعدام متهمي را صادر مي كنند و مضمون «بخشش لازم نيست، اعدامش كنيد.» را به امضا، دادستان مي رسانند. پس از امضاء دادستان، مأمور اجراي حكم، با تغييري در مضمون، جمله را به صورتي در مي آورد كه جلو اعدام متهم را مي گيرد، او چه تغييري در جمله بوجود مي آورد؟

5- اين عبارت را درست بخوانيد: گندم فروشا، ارزن آمد نخود آمد ماش فرستاديم برنجش مده، برنجش بده.

6- عبارت زير را بخوانيد:H-M-B-A-A4-B-R

7- مي دانيم كه در بهشت هر چه بخورند دفع نمي شود، در جهان مادي كداميك از مثالها و شواهد را مي توان يافت كه با آن امر همسان باشد؟

8- منظور از «كانت واز بود» چيست؟

9- شخصي براي نخستين بار سوار يك خودروي «فولكس واگون» شد و بسوي شهري حركت كرد، درميان راه خودروي او خراب شد ناچار ماشين را به كنار جاده هدايت كردو كاپوت ماشين را بالا زد، ولي با كمال تعجب ديد نه ازموتور خبري هست، نه از سيلندر و نه چيز ديگر چطور چنين چيزي ممكن است؟

10- چراغ راهنمايي و رانندگي كه روبروي خيابان است قرمز است، افسر راهنمايي هم در آنجا ايستاده است، با اينحال راننده اي از چراغ قرمز مي گذرد و كسي مزاحم او نمي شود. چطور چنين چيزي ممكن است؟

11- در اتاقي يك زن و شوهر نشسته اند. يكنفر هم در حال خواندن نماز است، نفر چهارم هم روزه دارد. به ناگهان مردي از در وارد مي شود، با واردشدنِ او، اين زن و شوهر به هم حرام مي شوند. نماز آن شخص و روزه نفر چهارم هم باطل مي گردد. چطور چنين چيزي ممكن است؟

12- آدرويش، خداداده سه تا ميش. يكي شيرش حلال و گوشتش حرام، يكي گوشتش حلال و شيرش حرام و سومي هم گوشتش حرام، هم شيرش.

13- آمد و رفت، آمد و نرفت، زائيد و نمرد، نزائيد و مرد!

14- جملات زير، مصداق چه حكايتي هستند؟ « برو، اگر نيامده، بگو بيايد. رفتم، نيامده بود، گفتم: بيايد، چرا نيامد؟ حتماً آمده كه نيامده است. اگر نيامده بود مي آمد.»

15- شخصي دريك اتاق به ابعاد 5×20×20 متر، خودش را با يك ريسمان دومتري از سقف آويزان مي كند و دار مي زند. وقتي به در اتاق او مي آيند و مي بينند از او صدايي شنيده نمي شود، نگران مي شوند و در را مي شكنند با كمال تعجب مي بينند، او از سقف خودش را دار زده است و در اتاق را از درون قفل كرده و كليد را در جيبش گذاشته است. با اينكه ميز، صندلي، نردبام يا چيز ديگري در اتاق نبوده است، او چگونه خود را دار زده است؟

16- شخصي چگونه – بدون استفاده از هواپيما- خود را دو ساعته به مشهد مي رساند؟

17- حضرت آدم و حوا شش چيز در بهشت آوردند كه هر يك از آنها منشأ چيزي شد، آن شش چيز كدامند؟

18- كسانيكه رَحِمِ مادر را نديده اند 9 نفرند، آن 9 نفر چه كساني هستند؟

19- اكنون چهار تن از پيامبران زنده هستند، آن چهارتن كدامند؟

20- از حضرت علي (ع) پرسيدند:

واجب و واجبتر چيست؟ نزديك و نزديكتر كدامند؟ عجيب و عجيب تر چيست؟ سخت و سخت تر چيست؟ اگر شما بوديد چه جوابي مي داديد؟ حضرت علي چه جوابي داد؟

21- كيوان به مهماني رفت. او مي دانست دعوت شدگانِ به مهماني بر دو گروهند: راستگو و دروغگو. اما هيچيك از آنان را نمي شناخت. از مردي پرسيد: دروغگو هستي يا راستگو؟ كيوان پاسخ آن مرد را گرفت. پس از دو نفر ديگر پرسيد كه آن مرد چه پاسخي داد. يكي از آنان گفت كه او دروغگوست و ديگري پاسخ داد كه او راستگوست. كيوان از پاسخ اين دو نفر فهميد كه كداميك از اين دو نفر راستگو و كداميك دروغگو هستند. او چگونه فهميد؟

22- سه نفر سياهپوست و سه نفر سفيد پوست مي خواهند با قايقي كه بيش از دو نفر گنجايش ندارد از رودخانه اي بگذرند. سفيدپوستها رانندگي قايق را بلدند اما يكي از سياهپوستها رانندگي قايق را نمي داند. اگر تعداد سياهپوستها بيش از سفيدپوستها باشد آنها را خواهند خورد. مثلاً نمي توان دو نفر سياهپوست و يك سپيد پوست راتنها كنار هم گذاشت. اما سپيد پوستها آدمخوار نيستند و اگر تعدادشان زيادتر از سياه پوستها باشد با آنها كاري نخواهد داشت. چگونه مي توان اين گروه شش نفري را از رودخانه عبود داد، بدون اينكه به هيچيك از آنان آسيبي رسد؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جواب سؤال1:
تنها در صورتي ممكن است كه دو دوست، هر يك با مادر شوهر مرده يا مطلقه ديگري ازدواج كنند و هريك از آن مادران پسري بدنيا آورند. اين پسر براي زن ديگر، حكم پسرِ پسر و برادرِ شوهر را دارد.

جواب سؤال2:
آدم و حوا ناف ندارند. زيرا آنان از شكم مادر متولد نشده اند كه نيازي به بند ناف و ناف داشته باشند! آدم از بهشت آمد و حوا نيز از پهلوي آدم خلق شده است.

جواب سؤال3:
او نخست ميلياردر بود، اما در اثر زيانهاي پي در پي بخشي از دارائيش را از دست داده و ميليونر شد.

جواب سؤال4:
مأمور ويرگول را از جلو كلمه «نيست» بر مي دارد و جلو كلمه «بخشش» مي گذارد، بدين ترتيب: «بخشش، لازم نيست اعدامش كنيد.»

جواب سؤال5:
عبارت اينگونه خوانده مي شود: «گندم فروشا، ار، زني آمد، نه خود آمد ماش (ما او را) فرستاديم، به رنجش مده، برنجش بده.

جواب سؤال6:
عبارت مزبور چنين خوانده مي شود: «هاشم بيا آچار بيار»

جواب سؤال7:
بچه در شكم مادر

جواب سؤال8:
يعني: «بود، بود، بود» زيرا «كانت» در عربي به معني «بود» و «واز» در زبان انگليسي به معني «بود» و بود نيز در زبان پارسي به معني بود است.

جواب سؤال9:
زيرا موتور فولكس واگن در عقب آنست نه در جلو

جواب سؤال10:
آن راننده پياده بوده است، بنابراين افسر راهنمايي كاري باو ندارد

جواب سؤال11:
مردي كه ناگهان وارد مي شود، شوهر پيشين آن زن بوده كه بيش از چهار سال بدون اطلاع او را ترك گفته و از خود خبري به جاي نگذاشته است. بنابراين، آن زن پس از گذشت چهار سال انتظار، بتصور اينكه شوهرش از دنيا رفته، با اجازه حاكم شرع طلاق مي گيرد و با مرد دومي ازدواج م يكند و از ميراث باقيمانده شوهرش، سهمي در اختيار كسي مي گذارد تا برايش نماز بخواند، پولي نيز به نفر چهارم مي دهد تا براي او روزه بگيرد. پس از بازگشت او، شوهر دوم به او حرام مي شود و چون آدم زنده وكيل و وصي نمي خواهد، روزه و نماز آندو نيز باطل مي گردد.

جواب سؤال12:
اولي مادر است كه شيرش حلال و گوشتش حرام است، دومي همسر است كه گوشتش حلال و شيرش براي شوهر حرام است و سومي خواهر است كه هم شيرش براي برادر حرام است و هم گوشتش.

جواب سؤال13:
آنكه آمد و رفت «عُمر» است، آنكه آمد و نرفت، «تجربه» و «قرآن» است. انكه زائيد و نمرد، «حضرت مهدي عج» و حضرت خضر هستند نزائيد و مرد، حضرت آدم است.

جواب سؤال14:
سه نفر دزد هستند كه يكي از آنان در كوچه كشيك مي كشد و دو نفرشان از ديوار خانه بالا مي روند و وارد خانه مي شوند. يكي از آنان در صندوقخانه مشغول جمع آوري اثاث است و دومي مشغول انتقال اثاث به خيابان، آنكه كشيك مي دهد، به دزد دوم مي گويد: برو، اگر صاحبخانه نيامده بود، بگو دزد سوم بيايد. دزد دومي مي گويد: «رفتم نيامده بود، گفتم بيايد» كشيك دهنده مي گويد: «پس چرا نيامد؟ حتماً (صاحبخانه) آمده كه (دزد سوم) نيامده است! اگر (صاحبخانه) نيامده بود، (دزد سوم) مي آمد!»

جواب سؤال15:
پيش از خودكشي، تعدادي قالب يخ به درون اتاق مي آورد، آنها را روي هم و زير پا مي گذارد و با استفاده از آنها طناب را به سقف وصل مي كند و به گردن خود مي اندازد. آنگاه يخها كم كم آب مي شوند و از پايين در اتاق به بيرون تراوش مي كنند بطوريكه هنگام حضور ديگران اثري از يخها نبوده و همين امر موجبات شگفتي آنان را فراهم مي سازد.

جواب سؤال16:
آن شخص از ماشين يا قطار يا وسيله ديگري (غير از هواپيما) براي سفر استفاده مي كند، در حاليكه دو ساعت به مچ خود بسته يا در جيب خود گذاشته بود.

جواب سؤال17:
1- عصاي موسي (ع) 2- انگشتر حضرت سلميان (ع) 3- چهار برگ درخت كه با آن حضرت آدم و حوا ستر عورت كرده بودند. يكي از برگها را آهوي خُتَن خورد كه از آن مشك به عمل آمد. برگ دوم را گاو دريايي خورد كه از آن عنبر بدست آمد. سومين برگ را كرم خورد كه ابريشم از اوست و چهارمين برگ را زنبور خورد كه عسل حاصل آنست.

جواب سؤال18:
1- حضرت آدم (ع) 2- حضرت حوا 3- گوسفند ابراهيم (ع) 4- عصاي موسي (ع) 5- خفاشي كه حضرت عيسي (ع) ساخت 6- نافه صالح 7- بنا به قولي، ماري كه شيطان را وارد بهشت كرد 8- كلاغي كه كفن هابيل رابه قابيل داد 9- شيطان لعين

جواب سؤال19:
– – – – – – — – – – – – — – – – – – — – – – – – – –

جواب سؤال20:
حضرت علي (ع) فرمود: 1- واجب اطاعت از خدا و واجبتر از آن ترك گناه است 2- نزديك قيامت و نزديكتر از آن مرگ است 3- عجيب دنيا و عجيب تر از آن محبت دنياست 4- سخت قبر است و از آن سخت تر، دست خالي به قبر رفتن است.

جواب سؤال21:
كسي كه گفته بود : «او گفت كه دروغگوست» دروغگو بوده است. زيرا هيچكس نمي گويد: من دروغگو هستم. در ضمن گوينده براي راستگو جلو دادن خود، سعي مي كرده ديگران را دروغگو قلمداد كند و آنكه گفته «او گفت كه راستگوست» خودش راستگو بوده است.

جواب سؤال22:
نخست يك نفر سياهپوست (كه قايقراني بلد نيست) بهمراه يك سپيد پوست به آنسوي رودخانه مي روند. سياهپوست آنطرف رودخانه مي ماند و سفيدپوست قايق را بر مي گرداند. بار دوم يك سياه پوست و يك سفيد به آنسوي رودخانه مي روند سياه پوست پياده مي شود و سفيد پوست بر مي گردد. بار سوم باز هم يكنفر سپيدپوست بهمراه يك سياه پوست به آنسوي آب مي رود، سياه پياده مي شود و سفيد قايق را بر مي گرداند، بار سوم دو سفيد پوست قايق را به آنسوي رودخانه مي برند هر دو پياده مي شوند و يكي از سياهپوستها قايق را بر مي گرداند و براي چهارمين بار يك سياهپوست و يك سفيد پوست باقيمانده به آنسوي رودخانه مي روند و باين ترتيب به هيچيك از آنان آسيبي نمي رسد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

One Comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 2 =

بستن